Public January 11, 2006 9:06 am

از این به بعد اینجا هستیم:
www.qomstudents.com


Public January 9, 2006 9:30 am

به اطلاع همه دوستان می رساند نسخه جدید وبلاگ گروهی دانشجویان قم از آدرس www.qomstudents.com و یا به طور مستقیم از آدرس weblog.qomstudents.com قابل دسترسی می باشد .
بدلیل تغییر سیستم مدیریتی وبلاگ , اعضای سابق نیاز به ثبت نام دوباره در وبلاگ دارند . برای انجام این کار یک هفته فرصت دارید تا به بخش ثبت نام وبلاگ مراجعه نمایید . پس از این مدت ثبت نام افراد به صورت مشروط صورت می گیرد . لطفا بروز هرگونه مشکل در قسمتهای مختلف وبلاگ و یا سایر نظرات و پیشنهادهای خود را از طریق ای میل : qomstudent@yahoo.com با ما در میان بگذارید تا در اسرع وقت به آنها رسیدگی گردد .
توجه کنید که از این پس دسترسی به وبلاگ گروهی دانشجویان قم تنها از طریق آدرسهای ذکر شده میسر می باشد .
با تشکر .


Public January 8, 2006 10:34 am

اخنصاصی وبلاگ گروهی دانشجویان قم

(daad)صبح یک شنبه 18 دی ماه جلسه ای با حضور خانم مایر ، مدیر موسسه مبادلات آکادمیک آلمان
در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد.در این جلسه توضیحاتی درباره چگونگی ادامه تحصیل در آلمان و بورسیه های اعطایی از سوی این موسسه، چگونگی پذیرش در دانشگاه های آلمان، چگونگی اخذ ویزای دانشجویی و … صحبت شد.
برای اطلاعات بیشتر به
http://ic.daad.de/tehran
http://www.daad.de/stipendien/en/index.html
مراجعه کنید.
ضمنا در این مورد می توانید اطلاعاتی به زبان فارسی دلشته باشید:
http://ic.daad.de/tehran/index_fa.html
DAAD in Iran:
تهران/ خ شریعتی/ خ یخچال/ خ کی نژاد/ خ اسلامیه/ شماره 14
تلفن: 2601851/2606146
ضمنا جلسات معرفی بورسیه های این موسسه هر سه شنبه شب ساعت 8 در مدرسه آلمانی ها در سفارت المان د تهران برگزار می شود.


Public January 6, 2006 3:33 pm

اختصاصي وبلاگ گروهي دانشجويان قم
بر طبق آخرين اخبار رسيده قطاري كه ساعت 16 امروز، جمعه قم را به مقصد تهران ترك كرده بود ، پس از 30 دقيقه حركت به دليل نقص فني متوقف شده و تا اين لحظه - ساعت 18 - خبري از رفع مشكل قطار نيست .
اين در حاليست كه مسافرين در بعضي از كوپه هاي قطار بعلت سرماي هوا در وضعيت نا مناسبي بسر مي برند .
بنا بر گفته ي دوستان ما ، مسئولين قطار با فرار ازسوالات مسافرين، پاسخ صريحي در مورد مشكل پيش آمده ارائه نمي نمايند و به نظر مي رسد كه تلاشهاي صورت گرفته براي ارسال لوكوموتيو كمكي از تهران بي نتيجه مانده است .
بسياري از مسافرين قطار را دانشجويان قمي مشغول به تحصيل در دانشگاههاي تهران تشكيل مي دهند كه اين روزها در ايام امتحانات بسر مي برند و اين تاخير مي تواند براي آنان مشكل ساز باشد .
اين در حاليست كه چند روز قبل نيز قطار مسير تهران - مشهد دچار مشكلي مشابه شده بود و مسافرين شب را در سرما سپري كرده بودند .

************************

اما بر طبق آخرين اخبار رسيده ، قطار مزبور با سرعت بسيار كم به حركت خود ادامه مي دهد بگونه اي كه ممكن است طي مسير با اين سرعت ساعتها به طول بيانجامد .
لازم به ذكر است وبلاگ گروهي دانشجويان قم اولين پايگاهي است كه اين خبر را منتشر مي كند .


Public 8:41 am

بیش از 50 مصوبه هیات دولت در استان قم

افزایش اعتبارات استانی و ملی برای جبران عقب ماندگی استان قم علاوه بر رقمهای مصوب به میزان 160 میلیارد ریال در سال جاری و 160 میلیارد ریال درسال 85 علاوه بر 700 میلیاردریال اعتبار رفع مشکل آب استان قم و اختصاص 50 میلیارد ریال اعتبار برای پرداخت وام قرص الحسنه ضروری، ودیعه مسکن، درمان، تحصیل و ازدواج علاوه برسقف اعتباری عادی استان از مصوبات جلسه امشب هیات دولت در قم بود.
به گزارش خبرنگار اعزامی “مهر” به قم، اختصاص اعتبار برای احداث 1200 واحد مسکونی روستایی ازطریق بنیاد مسکن
انقلاب اسلامی با تسهیلات بانکی و نرخ سود کارمزد 5 درصد، اختصاص 100درصدی اعتبارات مورد نیاز به طرحهایی که طبق برنامه درسالجاری به بهره برداری می رسد و اختصاص اعتبار 150 میلیون دلاری از تسهیلات صندوق ذخیره ارزی برای حمایت ازطرحهای بخش خصوصی که دارای توجیه فنی واقتصادی است بصورت خارج از نوبت از دیگر طرحهای مصوب جلسه هیات دولت بود.

همچنین اختصاص هزار میلیارد ریال برای طرح تامین آب اشامیدنی قم درسال 85 و اختصاص 95 درصدی بودجه این طرح در سالجاری، تسریع در تامین بودجه 115میلیون دلاری به صورت فاینانس جهت اجرای طرح ساخت سد کوچری و احداث
خط انتقال آب نیز از دیگر مصوبات این جلسه بود.

هیات دولت برای رفع مشکلات استان قم اختصاص 65 میلیارد ریال برای گازرسانی به روستاها و شهرکها در بودجه سال /85 تامین اعتبار طرح دو بانده کردن جاده قم گرمسار از سوی وزارت راه و ترابری به نحوی که تا پایان سال 86 این طرح به پایان برسد و تامین اعتبار ساخت خط راه آهن از داخل شهر قم به خارج ان از سوی وزارت راه و ترابری را تصویب کرد.

اختصاص 100 میلیارد ریال برای طرح توسعه حرم مطهر حضرت معصومه (س) در سال 85 ، اختصاص بودجه لازم از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای تکمیل، تجهیز و بهره برداری از طرح بیمارستان شهید بهشتی قم، احداث سه باب مرکز آموزش فنی و حرفه ای در سال 85 در استان قم، اختصاص 32/5 میلیارد ریال برای کمک به پرداخت سود تسهیلات به خسارت دیدگان حوادث غیرمترقبه درسطح استان و بخش جریمه دیرکرد از سوی سیستم بانکی نیز امشب (پنج شنبه) در جلسه هیات دولت تصویب شد.

دولت نهم همچنین در ادامه سفر خود به استان قم واگذاری 100 دستگاه اتوبوس برای توسعه ناوگان حمل و نقل شهری قم از سوی وزارت کشوروتامین تجهیزات ایستگاههای آتش نشانی در سال 85 ، واگذاری 1/5 هکتار از اراضی مجموعه پردیسان از سوی وزارت مسکن به بنیاد مسکن برای احداث 200 واحد مسکونی ارزان قیمت با اولویت ایثارگران، اختصاص 50 میلیارد ریال از اعتبارات دفتر مناطق محروم به اعتبارات استان قم برای اجرا و تکمیل طرحهای اولویتدار و تامین 20 درصد یارانه اشتغال را نیز تصویب کرد.

همچنین احداث و تجهیز 20 پایگاه بهداشت و دومرکز بهداشتی درمانی ازسوی وزارت بهداشت در سال 85 ، اختصاص 50 میلیارد ریال برای احداث سالنهای ورزشی دراستان قم درسال 85، تامین اعتبار مورد نیاز احداث مجموعه ورزشی چند منظوره بانوان قم از سوی سازمان تربیت بدنی و اختصاص زمین آن از سوی استانداری قم در سال 85، تامین اعتبارات مورد نیاز و تجهیز بیمارستان فرقانی و بخش سوانح و سوختگی آن تا سقف 50 میلیارد ریال در بودجه سال 85 و تعیین دو منطقه جمکران و خلجستان بعنوان دومنطقه نمونه گردشگری و فرهنگی از دیگر مصوبات جلسه هیات دولت بود.

هیات دولت افزایش ظرفیت نیروگاه سیکل ترکیبی قم به میزان 500 مگابایت از محل منابع وزارت نیرو، تسریع در اجرای طرح مجموعه فرهنگی منزل امام (ره) از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، اختصاص 5 میلیارد ریال کمک از سوی نهاد ریاست جمهوری برای توسعه کتابخانه مرکزی قم در بودجه 85 ، اختصاص 64/6 میلیون ریال در سال جاری برای تکمیل طرحهای عمرانی آب و فاضلاب، ورزشی و آزمایشگاهی و اختصاص 15 میلیارد ریال برای بهسازی شهرک مهدیه درسال آینده را تصویب کرد.

اختصاص 30 میلیارد ریال برای تامین خوابگاه طلاب در بودجه سال آینده، اختصاص 2 میلیارد ریال در سالجاری برای خوابگاه پردیس قم، اختصاص 3 میلیارد ریال برای تشکل های غیردولتی جوانان از سوی سازمان ملی جوانان و اختصاص 35 میلیارد ریال برای تامین مابه التفاوت نرخ سود کارمزد بانکی هزار میلیارد ریال تسهیلات اشتغالزایی در سال جاری از آخرین مصوبات دولت در قم بود.

منبع : خبرگزاري مهر


Public January 5, 2006 10:41 am

به اطلاع همه دوستان می رسانیم در نشست صمیمانه رییس جمهور با نخبگان قم که صبح روز 5شنبه برگزار شد، گروهی از اعضای انجمن به نمایندگی از دیگر اعضای انجمن و هم چنین دانشجویان قمی حضور یافتند.
ضمن این که طرح های پیشنهادی این انجمن که می تواند نقش به سزایی در رشد و شکوفایی فعالیت های دانشجویان استان داشته باشد، تقدیم شخص رییس جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد/ معاون اجرایی ایشان جناب آقای سعیدلو/ رییس سازمان ملی جوانان جناب حجت الاسلام حاج علی اکبری/ جناب آقای دکتر زاهدی، وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری/ جنا ب آقای مهندس محتاج استاندار قم/ جناب حجت الاسلام بنایی، نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و جناب آقای عادلانی ریاست سازمان ملی جوانان قم شد.
اخبار تکمیلی از سفر رییس جمهور به قم متعاقبا اعلام می شود.


Public 12:29 am

عقربه های ساعت نفس نفس زده اند تا به ساعت 6 بامداد پنج شنبه 15 آذرماه برسند، اما ما چهار نفر بعد از 21 ساعت کار مداوم هنوز فرصت نکرده ایم که به خستگی فکر کنیم، چه رسد به این که بخواهیم از تعهدمان دست بکشیم.
حدود 21 ساعت است که در سازمان ملی جوانان قم هستیم تا به نمایندگی جوانان و به خصوص دانشجویان شهرمان طرح های مورد نیاز را برای ارائه به آقای رئیس جمهور آماده کنیم،
طرح ها عبارتند از 1-پارک علم و فناوری،2- فرهنگسرای دانشجو،3- بانک اطلاعات دانشجویان قم،4- پژوهشی در زمینه ی فعالیت های سازمان ملی جوانان.
و خستگی مان را تنها دعای شما برای تصویب این طرح ها از تن به در می کند، دعا کنید ما دانشجویان در کنار هم قمی آباد را تجربه کنیم.
حسین، حمید، عباس و محمد
و با تشکر از دیگر دوستان مان


Public January 4, 2006 8:17 am

به زن ذليلان فردا

الهي! به مردان در خانه ات
به آن زن ذليلان فرزانه ات

به آنان كه با امر « روحي فداك»
نشينند و سبزي نمايند پاك

به آنان كه از بيخ و بن زي ذيند
شب و روز با امر زن مي زيند

به آنان كه مرعوب مادر زنند
ز اخلاق نيكوش دم مي زنند

به آن شير مردان با پيشبند
كه در ظرف شستن به تاب و تبند

به آنان كه در بچه داري تكند
يلان عوض كردن پوشكند

به آنان كه بي امر و اذن عيال
نيايد در از جيبشان يك ريال

به آنان كه با ذوق و شوق تمام
به مادر زن خود بگويند: مام!

به آنان كه دارند با افتخار
نشان ايزو…نه! « زي ذي نه هزار»

به آنان كه دامن رفو مي كنند
ز بعد رفويش اتو مي كنند

به آنانكه درگير سوزن نخند
گرفتار پخت و پز مطبخند

به آن قورمه سبزي پزان قدر
به آن مادران به ظاهر پدر

الهي! به آه دل زن ذليل
به آن اشك چشمان ممد سبيل(!)

به تن هاي مردان كه از لنگه كفش
چو جيغ عيالاتشان شد بنفش

كه ما را بر اين عهد كن استوار!
از اين زن ذليلي مكن بركنار!

به زي ذي جماعت نما لطف خاص
نفرما از اين يوغ ما را خلاص!
برگرفته از ن3 ل جام جم/ سه شنبه 13 دي 1384


Public 7:51 am

بازم پسران دانشگاه قم آرزو دارند در جوار دختران باشند؟؟؟
واي! خداي من! چه صحنه ي وحشتناكي! هر بار با شنيدن اسم خوابگاه جهار ستون فقراتم به لرزه در مي آيند و مو بر تنم سيخ مي شود. ياد آن روز به قدري وحشتناكه كه تا مدت ها دچار كابوس خواهم بود. آن روز:…
من به هيچ عنوان نمي توانم گوشه اي ساكت بنشينم و صحنه ي ظلم را تماشا كنم. آن روز هم هر كاري كه انجام دادم در دفاع از خودم و در دفاع از حق بود.

عصر روز پنج شنبه جهت برنامه ريزي و انجام دو تحقيق به خوابگاه نزد دوستم خانم ز. مراجعه كردم. لحظه ي ورودم به خوابگاه با تعدادي از دانشجويان همان خوابگاه همچنين دانشجويان بومي بر خوردم كه خوابگاه را به مقصد سالن شنا ترك مي كردند. وارد شدم. علاوه بر دوستم دو نفر از هم اتاقي هايش حاضر بودند. از همان بدو ورودم متوجه شدم كه آن ها از حضور من در آن جا نا خرسندند. آن ها مرا نمي شناختند. من هم با آن ها آشنايي نداشتم. هيچ برخوردي هم تا به آن روز بين ما رخ نداده بود. دومين بار بود كه به دوستم در خوابگاه سر مي زدم. قبلاَ بارها از دوستم شنيده بودم كه آن ها با او سازگاري ندارند و به قدري بي ادبانه و خصمانه با او برخورد كرده اند كه او را وادار كردند درخواست انتقالي به دانشگاه الزهرا را بدهد.

به هر حال، آن روز هم بعد از يك ربع، بيست دقيقه اي كه من آن جا بودم يكي از دخترها به شدت در اتاق را باز كرد و اعتراض كنان پيش مسئول خوابگاه رفت و گفت: ” اين جا شده مثل طويله و هر گري گوري راه مي افته مي آد اين جا.” با شنيدن اين حرف تصميم گرفتم خوابگاه را ترك كنم اما دوستم ممانعت كرد و با صداي بلند گفت:” ه. تو همين جا مي شيني . از جات هم تكون نمي خوري.” اما من نمي توانستم آن جا بمانم. وسايلم را جمع كردم كه بروم. دوستم با عصبانيت گفت:”هر كسي درس داره بايد بره سالن مطالعه” و همچنان جلو دار من بود. در حالي كه بي حرمتي دخترك را بي پاسخ نگذاشتم از اتاق خارج شدم. قبول كنيد غيرت آدم به او اجازه نمي دهد در برابر هتاكي دختران هر كاره اي سكوت كند. دختراني كه والدينشان را در شهرهاي كوچك يا هر در و دهاتي پشت سر گذاشتند و حالا از دوري آن ها سوء استفاده كرده در چنين شهر مقدسي نه به درس كه به ماشين سواري و پسر بازي مشغولند. دختراني كه شخصيتشان براي مسئولان خوابگاه و حتي براي هم خوابگاهي هايشان نا شناخته نيست. من نمي توانستم در مقابل چنين دختراني سكوت كنم. داشتم از در راهرو خارج مي شدم كه دوباره دخترك( آن ديوانه ي از عقل عاجز!!!) با حالت تهاجم از اتاق خارج شد و دوباره شروع كرد به بي حرمتي كردن. مي گفت: ” تو خونه جا نداره مي آد بيرون! مي آد تو خوابگاه! دوستت رو خيلي دوست داري دعوتش كن بياد خونه تون. پدر و مادر بالاي سرش نيست بيرون از خونه ست….” ديكه خون در رگم به جوش آمد و نتوانستم دهن كجي هايش را تحمل كنم. هر چه گفت او را بي جواب نگذاشتم. به من مي گويد بي پدر و مادر! مني كه خوشبختانه پدر و مادر اون هم بهترين بالاي سرم هست. مني كه تا بودم زير سايه شون بودم. پدرم ( تنها مردي كه تو دنياي مردها قابل اعتماده) بهترين مربي و انسان ساز است و مادرم( كسي كه محبت با او معنا مي شود) يك لحظه از حضور فرزندانش غافل نيست. در خانه ي ما محبت و احترام حاكم است. من تحت هيچ محدوديت و بي حرمتي اي نيستم كه از غياب والدينم سوئ استفاده بكنم. كه از خانه بيرون بزنم و اوقاتم را در كنار دوستانم بگذرانم. آن دو بار هم تنها و تنها با هدف درس و تحقيق پا به اون خوابگاه ( خوابگاه كه چه عرض كنم جهنم!!!) گذاشتم. در برابر توهيني كه آن دختر به من كرد جا داشت در دهانش مي كوبيدم تا هم به خودش آيد و هم هر حرفي را از آن دهان بيرون نريزد اما صد دريغ كه مسئول خوابگاه در راهرو را بسته بود و ما دو تا هيچ دسترسي به هم نداشتيم.
ناگهان ديگر دختر كه تا به حال در دعوا نبود بي آن كه متوجه حالت خود باشد با قيافه اي عصبي و ديوانه وار كه چندان هم براي دختران خوابگاه نا آشنا نيست آمد و در دفاع از دوستش دست به ديوانه گري زد و هم چون مسلسل كلمات قصار را روانه كرد. اما اين يكي نمي تونست تنها به حركت دهان و فك هايش بسنده كند پس چندين بار لنگه كفش به سمت من پرتاب كرد. من هم لنگه كفش ها را به خودش بر گرداندم( راستي من چرا مثل اونا شدم؟!). اما صد افسوس كه به خودش اصابت نكرد. شنيده ها حاكي از اين است كه او مبتلا به اختلالات عصبي است و هر چند وقت يك باربه قدري حالش خراب مي شود كه خانواده اش او را به ولايت خودش بر مي گردانند( متاسفانه در مورد سوابق اختلالاتش اطلاعي در دست نيست و براي ما مبهم است كه آيا قبل از ورود به دانشگاه قم هم ديوانه بوده يا نه! تحت شرايط حاكم در دانشگاه قم به جنون كشيده شده است). در هر صورت با ترس و لرز كتاب هايم را از دوستم گرفتم و داشتم خداحافظي مي كردم كه دختر عصبي علي رغم اين كه توسط سه، چهار دختر ديگر احاطه شده بود با پرتاب وسيله اي شيشه ي در را شكست. واقعاَ باورم شده بود كه با يك ديوانه طرفم بنابراين از ترس جان حياط را دوان دوان به مقصد كوچه ترك كردم. دوستم هم گريان و لرزان از ترس اين كه در آن خوابگاه در حضور آن دختران تامين جاني ندارد دقايقي بعد خواگاه را ترك كرد و به منزل ما آمد. حاضر نبود ديگه به آن جا باز گردد. با تلفن هاي مكرر ار جانب پدر و مادرش و هم چنين مسئول خوابگاه ها خانم ع. بالاخره راضي شد به آن خوابگاه باز گردد اما نه به اتاق خودش و نه به طبقه ي خودش بلكه طبقه اي زيرتر و در حضور دختراني ديگر.
روز كه مي شه صد هزار بار خدا رو شكر مي كنم كه خوابگاهي نيستم و در شهر خودم و در آغوش والدينم هستم. شايد… شايد… شايد اگه من هم دور از كانون خانواده ام و محروم از محبت بودم، شايد اگه من هم عقده ي با جنس مخالف بودن را داشتم چنان روانم مريض مي بود. چنان نفهم مي شدم و عقده هايم را ير هر كسي مي شد خالي مي كردم اما خدا را شكر كه من خوابگاهي نيستم و بازم خدا را شكر دخترايي كه روزا كنارم تو فضاي كلاس مي شينند درنده نيستند. ديگه چي بگم خدا؟


Public January 3, 2006 4:52 pm

من خواب ديده ام که کسي مي آيد
من خواب يک ستاره قرمز را ديده ام
وپلک چشمم هي مي پرد
و کفش هايم هي جفت مي شوند
و کور شوم
اگر دروغ بگويم
من خواب آن ستاره قرمز را
وقتي که خواب نبودم ديدم
کسي مي آيد
کسي مي آيد
کسي ديگر
کسي بهتر
کسي که مثل هيچ کس نيست ،مثل پدر نيست ،مثل انسي نيست
مثل يحيي نيست ،مثل مادر نيست
و مثل آن کسي است که بايد باشد
وقدش از درخت هاي خانه معمار هم بلند تر است
و صورتش
از صورت امام زمان هم روشنتر
واز برادر سيدجوادهم
که رفته است
ورخت پاسباني پوشيده است نمي ترسد
واز خود خود سيد جواد هم که که تمام اتاق هاي منزل ما مال اوست نمي ترسد
واسمش آنچنان که مادر
در اول نماز ودرآخر نماز صدايش مي کند
يا قاضي القضات است
يا حاجت الحاجات است
و مي تواند
تمام حرفهاي سخت کلاس سوم را
با چشم هاي بسته بخواند
ومي تواند حتي هزار
را بي آ‌نکه کم بياورد از روي بيست ميليون بردارد
ومي تواند از مغازه سيد جواد، هر چقدر که لازم دارد
جنس نسيه بگيرد
ومي تواند کاري کند که لامپ الله
که سبز بود :مثل صبح سحر سبز بود
دوباره روي آسمان مسجد مفتاحيان روشن شود
آخ
چقدر روشني خوب است
چقدر روشني خوب است
ومن چقدر دلم مي خواهد
که يحيي
يک چارچرخه داشته باشد
ويک چراغ زنبوري
ومن چقدر دلم مي خواهد
که روي چارچرخه يحيي روي هندوانه ها بنشينم
ودور ميدان محمديه بچرخم
آخ
چقدر دور ميدان چرخيدن خوب است
چقدر روي پشت بام خوابيدن خوب است
چقدر باغ ملي رفتن خوب است
چقدر مزه پپسي خوب است
چقدر سينما فردين خوب است
ومن چقدر از همه چيز هاي خوب خوشم مي آيد
ومن چقدر دلم مي خواهد که گيس دختر سيد جواد را بکشم
چرا من اين همه کوچک هستم
که در خيابانها گم مي شوم؟
چرا پدر که اين همه کوچک نيست
ودر خيابانها هم گم نمي شود
کاري نمي کند که آن کسي که به خواب من آمده است
روز آمدنش را جلو بيندازد
و مردم محله کشتارگاه
که خاک باغچه هاشان هم خوني است
آب حوض هاشان هم خونيست
و تخت کفش هاشان هم خونيست
چرا کاري نمي کنند؟
چرا کاري نمي کنند؟
چقدر آفتاب زمستان تنبل است
من پله هاي پشت بام را جارو کردهام
وشيشه هاي پنجره را هم شسته ام
چرا پدر بايد فقط در خواب خواب ببيند من پله هاي پشته بام را جارو کرده ام
وشيشه هاي پنجره را هم شسته ام
کسي مي آيد
کسي مي آيد
کسي که در دلش با ماست،در نفسش با ماست،در صدايش با ماست
کسي که آمدنش را
نمي شود گرفت
و دستبند زدو به زندان انداخت
کسي که زير درخت هاي کهنه يحيي بچه کرده است
وروز به روز
بزرگ مي شود بزرگتر مي شود
کسي از باران،کسي از صداي شرشر باران،از ميان پچ پچ گل هاي اطلسي
کسي که از آسمان توپخانه در شب آتش بازي مي آيد
و سفره را مي اندازد ونان را قسمت مي کند
وپپسي را قسمت مي کند
وباغ ملي راقسمت مي کند
شربت سياه سرفه را قسمت مي کند
و روز اسم نويسي را قسمت مي کند
ونمره مريض خانه را قسمت مي کند
و چکمه هاي لاستيکي راقسمت مي کند
وسينماي فردين را قسمت مي کند
درخت هاي دختر سيد جواد را قسمت مي کند
وهر جه را که باد کرده باشد را قسمت مي کند
وسهم ما را هم مي دهد
من خواب ديده ام

فروغ فرخزاد (more…)


Get free blog up and running in minutes with Blogsome | Theme designs available here