Public December 19, 2005 6:52 am
كيست تا دست فكر مرا در دست گيرد؟
“I am to make, before I get through, a picture of the world—or as much of it as I have seen—boiling it down always, rather than spreading it out thin.”
A giant of modern literature, famous for his novels, short stories and essays, known for brevity, has often been described as a master of dialogue, his style consisting of simple, direct, unadorned prose, developed because of early journalistic training, his home in Cuba with fourth wife, won the Nobel Prize for literature in 1954, mentally distressed and physically ailing, shot himself in 1961…
Yesterday I got rid of my lecture about Hemingway and his style and… Now I am to be after your words.
همان طوري كه Sare نوشت:
زمین به ما آموخت
ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم
مگر کم از خاکیم
نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم
همه ي دوستان من،
خواهشمندم كسي كه منطق دارد پا به ميان بگذارد و بر آن چه مي خواهد بگويد دليل عقل پسند و همه پسند بياورد نه يك مشت گفته ي پوچ از سر خواهش هاي نفساني.
دوست من، خانم مهديه اسمي خاني، شما ابراز مي كنيد كه ما به اسم اسلام در صف هاي جداگانه ايستاديم. به نظر شما اگر ما بخواهيم تحت اسم ديگري درآييم صفوف ما چگونه خواهند بود_ در هم آميخته يا باز هم جدا؟ شما اسلام را در اين خط كشي ها و در دانشگاه قم نمي بينيد، خواهش مي كنم به ما هم بگيد شما اسلام را در كجا مي بينيد. به نظر شما آيا اسلام به زمان و مكاني خاص محدود مي شود؟ همچنين بفرماييد اسلام يعني چه.
سركار خانم معلمي، همان طور كه خود شما نوشتيد با تفكيك دختر و پسر در محيط دانشگاه موافق نيستيد. خب اين هم يك سليقه است. حرفي نيست. اما مي تونم از شما خواهش كنم بفرماييد چرا آن را مطاابق با اسلام نمي بينيد.
به نظر شما مطابق با اصول اسلام زندگي كردن به معناي تن دادن به يك زندگي توام با تعصبات كوركورانه ا ست؟
و بيان كرديد گفته هاي يك مادر را مبني بر اين كه محيط دانشگاه فرزندش را به فساد خواهد كشاند. درست است آدمي را آدميت و خويشتن داري لازم است اما با توجه به سستي و ضعف ايمان در ميان توده ي جمعيت خصوصاَ قشر جوان آيا مي توان اثر محيط و اطرافيان را ناديده گرفت؟
و چرا امروز در مكاني تحت نام دانشگاه به امر تحصيل پرداختن افتخار است اما پا به حوزه و جامعة الزهرا گذاشتن ننگ و عار؟ ( جوياي علم تا به چين هم خواهد رفت!)
در جداسازي اشتباهات از زندگي آيا صلاحيتي لازم است يا نه تفاوتي بين تفكيك سنجيده و نسنجيده وجود ندارد؟
آقاي HOSSEIN، ممكن است ما را هم در جريان افكار خود قرار دهيد؟
به نظر شما محدوديت ها و نامطلوبيت هايي كه ما در زندگي روزمره با آن ها سر و كله مي زنيم بيشتر به فرهنگ متعصب ايران زميني مان باز مي گردد يا به فرهنگ اسلام؟ در هر صورت از اين محدوديت ها چه زياني متوجه ما خواهد بود؟ مصلحت يا منفعت_ كدام يك بر ديگري لحاظ شده است؟
و شما جناب يا سركار اي- بي- سي- دي الي آخر، سپاس گزارم از توجهي كه به نوشته ي اين حقير مبذول داشتيد و مرا از گرمي و فهم گفتارتان به حيرت واداشتيد!!!
ما كه در بند استبداد در آمديم و ندانستيم معناي آزادي چيست!!! اما من شديداَ مايلم بدانم كه آزادي در فرهنگ واژگان ذهن و باور شما به چه معناست. آيا به معناي از دست دادن كرامت انساني و عزت نفساني و پذيرفتن قوانين جنگل و تنها بروز دادن بعد حيوان صفت وجود است يا قرار دادن زندگي در چارچوبي خاص و استفاده از اختيارات در آن چارچوب؟
به نظر شما آيا يك كوه از ضربه ي مشت يك ذره ي ناچيز از هم پاشيده مي شود؟ ( كوهي كه كم در وصف استواري اش گفته نشده است.)
و چه انسان را در شعور به نقطه ي صفر مي رساند جز حميت ها و تعصب هاي بي مورد و افسار گسيخته ي انساني؟
به نظر شما دامنه ي درك شعور انساني چه نقاطي را در بر مي گيرد_ محسوسات مادي يا علاوه بر آن نقاط غير مادي و فراتر از فهم عقل؟؟؟!!!!
و ديكتاتور كيست؟ كسي كه عمرش را وقف اين كند كه راه رسيدن به خدا را به تو بنماياند و جز بنابر خدا و قرآن و فطرت نگويد؟!!!
شايد من فكرم را به بعضي نقاط راه ندادم. ممكن است شما همه دست فكرم را بگيريد؟!
و توطبيعت ، خوشحالم نبض هايت تكراري است از واژگان من. با اين حرف شما« به نظر عادلانه نمی آید که همه کسانی را که از اختلاط یا آزادی زنان سخن می گوید به یک چیز متهم کرد. به نظر میرسد قضاوت به آیتم های دیگری مثلا شرایط دقیق مسئله و… نیز وابسته است.» موافقم اما خوشحال خواهم شد اگر اجازه دهيد از آيتم هاي ديگر بهتر بدانيم.
از حرف هاي عزيزي گفتيد كه بيان داشته است:” اصلا فلسفه حجاب برنامه اسلام برای کار و فعالیت خانمها و آقایان درجامعه یعنی محیط های مختلط است
اگر قرار بود همه جدا کار کنند برای چی حجاب هم برای مردان هم برای خانمها برنامه ریزی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی برنامه ای برای عدم انزوا چه در مورد آقایان چه درمورد خانمها” اما به نظر من فلسفه ي وضع حجاب تنها براي فعاليت هاي اجتماعي زن و مرد نيست چنان كه نه فقط در برنامه هاي اجتماعي كه در برنامه هاي عبادي هم مسئله ي حجاب مطرح است.
اين حرف قشنگه، از يادم نمي ره كه:” چیزی که نهیتا به ما کمک میکند همان احترام به شخصیتمان توسط خودمان است دیگران خیلی مهم نیستند چون همیشه نیستند.”